بدون عنوان
سلام عسل مامان حالت چطوره خانمی ؟قربون دختر ناز وشیطونم برم که این روزا احساس میکنم بزرگتر شدی آخه ضربه هات محکمتر شده نمیدونی وقتی تکون میخوری چه لذتی داره وقتی واست لالایی میخونم آروم میشی گوش میدی (عروسک قشنگ من قرمز پوشیده )نمیدونی که همه دنیای منی نمیدونی چقدر زندگیم عوض شده نمیدونی بابایی چقدر دوست داره وقتی دیشب بهش گفتم لحظه ای که النا رو واسه اولین بار ببینی چیکار میکنی ؟دیدم داره گریه میکنه خیلی دلم واسش سوخت اصلا از اینکه این سوالو پرسیدم ناراحت شدم خیلی بابایی مهربونی داری من عاشقشم آرزو میکنم که این لحظه های قشنگ خدا ازمون نگیره آرزو میکنم که النای من همه وجود من سالم پاشو تو این دنیا بذاره خوشبختیمونو کامل کنه...
نویسنده :
بیتا
15:02


